بازخوانی یک متن (مهمان مامان) از دریچهٔ تحلیل متن*

با تأملی در نظریهٔ فردیناند تونیس

گام نخست برای ورود به متن «عنوان فیلم» است. مهمان مامان ترکیبی است که در ظاهر ساده است ولی معنایی پیچیده دارد. مامان افزون بر اینکه نام کسی است، مفهومی نمادین است. مفهومی که عشق و ایثار و دوست‌داشتن را به ذهن می‌آورد. مامان همان مادر است ولی گویی عنوانی است صمیمی‌تر و مهربان‌تر و دوست‌داشتنی‌تر. «مادر» واژه‌ای است که در ارتباط با غریبه‌ها نیز به کار می‌رود ولی «مامان» ارتباطی نزدیک و صمیمی را گواهی می‌دهد.

در مواجهه با عنوان فیلم، نخستین فضایی که در ذهن مجسم می‌شود یک مهمانی است با حضور جمع خانواده. انتظار داریم که در متن با یک مجلس مهمانی خانوادگی روبه‌رو شویم: یک مجلس مهمانی با حضور مامان و فرزندانش. اما در متن چنین مجلسی نمی‌بینیم. در متن یک مهمانی برپا می‌شود، اما رابطهٔ بین میزبان و مهمان رابطه‌ای مادر و فرزندی نیست. پس چرا عنوان فیلم مهمان مامان است؟ به نظر می‌رسد که واژهٔ مامان با مفهوم نمادی به کار رفته است. «مامان» نماد عشق و صمیمت و فداکاری است. در متن نیز مفهوم مامان نه شخصی خاص که فضایی اجتماعی را به ذهن می‌آورد که بنیان ارتباط در این فضای اجتماعی بر دوست‌داشتن، همکاری، فداکاری، و صمیمیت است. یعنی همان ویژگی‌هایی که از مفهوم مامان انتظار می‌رود. در متن، مفهوم مامان نمادی است از همان فضای زندگی که چند خانواده در کنار یکدیگر روزگار می‌گذرانند.

دومین مرحلهٔ ورود به متن تیتراژ فیلم است. تیتراژ فیلم دربرگیرندهٔ نماهایی است از برج‌ها و ساختمان‌های بلند که نماد زندگی مدرن است و نماهایی از ساختمان‌های کهنه و قدیمی که نماد زندگی سنتی است. تیتراژ به نوعی تقابل میان دو مفهوم زندگی مدرن و زندگی سنتی را تصویر می‌کند. مفاهیمی که هر کدام بر نوعی از ارتباط انسانی استوار است.

سومین مرحله، بررسی متن است. در بررسی متن ویژگی‌هایی را بازخوانی می‌کنم که از فرامتن خود نشان می‌دهد. برای این کار لازم است که یکی از نظریه‌های فردیناند تونیس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی، را به‌اجمال توضیح دهم. تونیس ارتباط انسانی را محور شناخت و ارزیابی جوامع می‌داند. وی بر اساس روابط انسانی دو نوع جامعه را از هم تفکیک می‌کند. نوع اول را اجتماع (گمن‌شافت) و نوع دوم را جامعه (گزل‌شافت) می‌نامد. او «اجتماع» را ترکیبی از افرادی می‌داند که یکدیگر را از نزدیک می‌شناسند، منافع مشترک دارند، نسبت‌های میان ایشان خونی یا غریزی و عاطفی است، مکان زندگی‌شان کوچک و نزدیک به هم است، همبستگی و همکاری میان ایشان زیاد است، و همسایه همزمان دوست و خویشاوند نیز به حساب می‌آید.

          تونیس نوع دیگر زندگی جمعی را «جامعه» می‌نامد. روبط مکانیکی میان افراد جامعه، مالکیت خصوصی و تفکیک حوزه‌های فعالیت اقتصادی، پایین‌بودن سطح همکاری و همبستگی میان افراد، رفتار عقلانی و به دور از احساس و روحیهٔ حسابگری افراد انسانی از ویژگی‌های بارز این نوع زندگی است.

اجتماع

          بی‌گمان بارزترین ویژگی متن، تفکیک این دو نوع زندگی اجتماعی است. نشانه‌های موجود در عنوان فیلم و متن آن، موضوع را به‌روشنی نمایان می‌کند. یک مهمانی در فضایی جمعی برگزار می‌شود که مبتنی بر ویژگی‌های ارتباط انسانی است. این فضای جمعی دربرگیرندهٔ ویژگی‌هایی است که تونیس آن را «اجتماع» می‌خواند. جماعتی که در یک مکان و در اتاق‌های نزدیک به هم زندگی می‌کنند؛ روابط احساسی و صمیمانه دارند؛ از غم‌های یکدیگر غمگین می‌شوند و از شادی هم شاد؛ گویی منافعشان مشترک است چرا که از هیچ کمکی برای یاری‌رساندن به همدیگر دریغ نمی‌کنند و همسایگی برایشان همان خویشاوندی است؛ از نظر اقتصادی در هر چه که دارند از قبیل مواد غذایی، لوازم زندگی، و حتی فضای زندگی با یکدیگر شریک می‌شوند؛ ازخودگذشتگی ویژگی بارز رفتاری این جماعت است و روابط میان ایشان برپایهٔ منفعت شخصی نیست؛ حتی اگر یکدیگر را از نزدیک نشناسند بر سر یک سفره می‌نشینند و از بودن با هم لذت می‌برند. اینها همه ویژگی‌های متنی است که تونیس آن را «اجتماع» می‌خواند.

          تیتراژ فیلم نیز همین دو نوع زندگی جمعی را تصویر می‌کند. نماهایی از برج‌ها و ساختمان‌های بلند فضای جمعی را مجسم می‌کند که تونیس آن را جامعه می‌نامد؛ و ساختمان‌های کهنه و قدیمی نمادی است از نوعی زندگی که تونیس آن را اجتماع خوانده است.

جامعه

در متن نشانه‌هایی از نوعی زندگی که تونیس آن را جامعه می‌نامد نیز به چشم می‌خورد. پدر و مادر یوسف در خانه‌ای ویلایی و پرزرق‌و‌برق زندگی می‌کنند که اتاق‌هایی بسیار دارد ولی گویی حتی برای حضور فرزند خانواده و همسرش نیز جایی ندارد. رفتار مکانیکی پدر و مادر با فرزند مریضشان؛ ابراز محبت با وعده و وعیدهای مادی؛ رفتاری عقلانی با موضوعی احساسی میان اعضای خانواده و ظاهری‌بودن رابطهٔ ایشان نشانه‌هایی از فرامتنی است که از دیدگاه تونیس جامعه خوانده می‌شود.

سکانسی که عفت خانم را به بیمارستان منتقل می‌کنند نیز نشانهٔ دیگری است از دو گونه زندگی جمعی که تونیس مطرح می‌کند. شرط پذیرفتن بیمار در بیمارستان پرداخت پول نقد است. این شرط به‌روشنی رفتاری غیرانسانی، غیراحساسی، و عقلانی را نشان می‌دهد و از ویژگی‌های نوعی از زندگی جمعی است که تونیس به آن جامعه می‌گوید؛ اما هنگامی که یکی از همراهان بیمار یکی از پزشکان بیمارستان را خویشاوند خود معرفی می‌کند، دستور پذیرش بیمار صادر می‌شود. این رفتار نیز نشانه‌ای از ارتباط خویشاوندی و صمیمانه است و از ویژگی‌های همان زندگی جمعی است که تونیس اجتماع می‌نامد.

در یکی از سکانس‌های فیلم، موتورسواری مزاحم ماشینی می‌شود که عفت‌خانم را به بیمارستان می‌برد. موتورسوار با به‌کاربردن الفاظی همچون: «چطوری قورباغه» خواهرزادهٔ عفت‌خانم را، که یک ماشین قدیمی فولکس دارد، مسخره می‌‌کند. قدیمی‌بودن ماشین و نوع برخورد موتورسوار به‌نوعی تقابل میان زندگی سنتی و مدرن را نشان می‌دهد.

جنگ بلای خانمان‌سوز

آسیب‌های ناشی از جنگ نیز یکی دیگر از ویژگی‌هایی است که متن به آن پرداخته است. مش مریم زنی جنگ‌زده است؛ زنی که همسر و فرزندانش و همهٔ اموالش را در جنگ از دست داده است. مش مریم چنان از جنگ آسیب دیده است که تعادل روحی و روانی ندارد و این موضوع ارتباطش را با اطرافیان تحت تأثیر قرار داده است. این زن نشانه‌ای است از آسیب‌دیدگان جنگ در فرامتن. کسانی که بیشترین هزینه را برای جنگ دادند و تنها دستاوردی که داشتند تنهایی بود و رنج.

زن به‌مثابه سکان‌دار زندگی

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که متن بدان پرداخته است نقش زن در زندگی است. زنان در متن برخلاف مردان نقش مدیر و سکان‌داری زندگی را بر عهده دارند. نقش عفت خانم در ادارهٔ امور زندگی چنان پررنگ است که حتی شوهرش (یدالله) در حضور مهمانانش به این موضوع اعتراف می‌کند. در سکانسی دیگر، در اوج اضطرابی که عفت خانم برای تدارک و پذیرایی از مهمانانش دارد، آقا یدالله دوستانش را به خانه دعوت می‌کند تا به‌بهانهٔ جلسهٔ کاری به بازگویی خاطرات گذشته بنشینند و دمی را خوش بگذرانند بدون اینکه ذره‌ای نگران مهمانی باشد.

یوسف نیز با اینکه همسرش باردار است گویی چندان نگرانی و مسئولیتی در وجود خویش احساس نمی‌کند. در سکانسی از فیلم می‌بینیم که یوسف در حال پوست‌کردن گردوی تازه برای فروش است. این نوع نگاه به کسب درآمد و تأمین معاش زندگی نشانه‌ای از نقش کمرنگ مرد در خانواده است. این نشانه‌ها فرامتنی را تصویر می‌کند که زن نقش مهمی در خانواده بر دوش دارد.

          همان‌گونه که گفته شد، مهمان مامان تجسم نوعی ارتباط انسانی در زندگی سنتی (یا همان اجتماع) و نقدی بر ارتباط در زندگی مدرن (یا همان جامعه) است. متن لزوماً دربارهٔ برتری یکی بر دیگری نظر نمی‌دهد بلکه خوبی‌ها و کاستی‌های این دو نوع زندگی را تصویر می‌کند. اما نکتهٔ بارز متن این است: مهمان مامان فضایی است سرشار از دوست‌داشتن، فداکاری، همکاری، و عشق به زندگی.

* این مطلب در مجلهٔ سینما‌رسانه شمارهٔ ۴۳۰ چاپ شد.

 

 

  
نویسنده : محمدصادق اسدی‌ رازی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩