باز خوانی یک متن (دربارهٔ الی…) از دریچهٔ تحلیل متن*

یک متن را یک جمله، یک نوشتار، یک گفتار، یک اثر هنری یا ادبی، و... می‌دانند. یکی از مهم‌ترین روش‌های مطالعاتی یک متن «تحلیل گفتمان» است. در تحلیل گفتمان یک متن هم روابط درون‌متنی، یعنی روابط معنایی و شکلی و ساختاری، و هم روابط فرامتنی، یعنی بافت موقعیتی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بررسی می‌شود.

تحلیل متن، که برگرفته از این روش تحلیل گفتمان است، نیز روشی مطالعاتی است که به بررسی «بافتار متن» می‌پردازد. «بافتار متن» در حقیقت همان روابط درون‌متنی و فرا‌متنی است که تحلیل‌گر به بررسی آن می‌پردازد. به عقیدهٔ فرکلاف: «تحلیل متن متشکل از دو شکل مختلف است که مکمل یکدیگرند: تحلیل زبان‌شناختی و تحلیل بینامتنی. تحلیل زبان‌شناختی نشان می‌دهد که چگونه متون از نظام‌های زبانی(در معنای وسیع کلمه) به نحو گزینش‌گرانه بهره می‌گیرند، حال آنکه تحلیل بینامتنی نشان می‌دهد که متون چگونه از نظم‌های گفتمان به نحوی گزینش‌گرانه استفاده می‌کنند[1]» در واقع، تحلیل بینا‌متنی همان روابط فرا‌متنی، یعنی بافت موقعیتی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، را بررسی می‌کند.

بنا بر آنچه گفته شد، «تحلیل متن» با بررسی جنبه‌های ز‌بان‌شناختی و بینا‌متنی نشان می‌دهد که یک متن تا چه میزان به بسترهای برآمده از آن، یعنی تاریخ و جامعه، وابسته است.

در این نوشتار، سعی می‌شود تا فیلم «دربارهٔ الی...» به مثابه یک متن از دریچهٔ «تحلیل متن» بازخوانی شود. «دربارهٔ الی...» یک متن است و «فرامتن» آن همان بافت تاریخی، اجتماعی، و فرهنگی است که متن از آن برخاسته است.

عنوان فیلم در حقیقت به مثابه آستانهٔ ورود به متن است. این عنوان به لحاظ زبان‌شناختی از سه جزء تشکیل شده است. جزء اول ـ «دربارهٔ» ـ واژه‌ای است با معنای مشخص. جزء دوم ـ«الی»ـ نام دختری است که ما از تبلیغات اولیهٔ فیلم با آن آشنا می‌شویم. «الی» احتمالأ نامی است که شکسته و خلاصه شده است. نخستین نکته این است که ما در عرصهٔ عمومی زندگی‌مان(فرامتن) نام چه کسانی را این‌گونه به کار می‌بریم؟ فرض کنید که نام یک دوستمان محمد است. روابط صمیمانه ما خودبه‌خود محمد را به مملی و ممد تبدیل می‌کند. فریدون را به فری، مرضیه را به مرضی، و موارد مشابه دیگر. جزء سوم ـ«...»ـ در زبان فارسی یک کارکرد مهم دارد. «...» در جایی از جمله به کار می‌رود که یا ابهام دارد یا نویسنده قصد دارد آن را مبهم نشان دهد. مثلأ به گفتهٔ آقای... از اعضای شورای مرکزی حزب....  .

نتیجه‌ای که از تحلیل عنوان فیلم به دست می‌آید این است که انگار «الی» به ما خیلی نزدیک است؛ اما چون ما الی را نمی‌شناسیم، پس به همان مقدار خیلی دور. فیلم دربارهٔ کسی است که به ما خیلی نزدیک است و خیلی هم دور. انگار که فیلم دربارهٔ خود ماست، شاید هم نه. ابهامی که در جزء سوم هست می‌تواند تأکیدی بر این نکته باشد.

تیتراژ فیلم هم یکی از آستانه‌های ورود به متن است که به ما اطلاعاتی دربارهٔ متن می‌دهد. یکی از نکته‌های مهم در تیتراژ این فیلم نیاوردن نام یکی از بازیگران در تیتراژ آغازین فیلم و آوردن نام وی در تیتراژ پایانی فیلم است. نام صابر ابر بلافاصله در پایان فیلم و با حرف «و» می‌آید. «و» در فارسی حرف ربط است و شروع و پایان فیلم را به هم ربط می‌دهد. انگار که فیلم در لحظه‌ای اتفاق می‌افتد بین آغاز و پایان. انگار که در بستر اجتماعی این متن از این لحظه‌ها بسیار است.

دربارهٔ خود متن برآنم تا ویژگی‌‌هایی را بازخوانی کنم که از فرامتن(بافت موقعیتی، اجتماعی، و...) خود به نمایش می‌گذارد. به همین منظور سعی می‌کنم که این ویژگی‌ها را دسته‌بندی کرده و نشانه‌های آن را از متن بیرون بکشم.

حس ناامنی

دغدغهٔ نبود امنیت مقوله‌ای است که در جای‌جای متن به مخاطب منتقل می‌شود. مثال‌های زیر این موضوع راروشن‌تر می‌کند:

الف) تیتراژ آغازین فیلم تصویری از صندوق صدقات را نشان می‌دهد. در فرهنگ ما صدقه‌دادن برای رفع بلاست. این امر بیشتر در مواردی اتفاق می‌افتد که احساس خطر و ناامنی بر ما چیرگی یابد؛ مثلاً هنگام سفررفتن. در فیلم، حس ناامنی زمانی به مخاطب بیشتر منتقل می‌شود که آخرین سکه به داخل صندوق نمی‌افتد و لبهٔ شیار ورودی صندوق گیر می‌کند.

ب) تأکید چندبارهٔ زن روستایی مبنی بر امن‌نبودن و در و پیکر نداشتن ویلا، یا قفل‌کردن ماشین‌ها.

ج) سکانس ورود به ویلا. هنگامی که همه منتظر باز‌شدن قفل ورودی هستند، آرش، کودک خردسال، از دیوار فروریخته می‌گذرد و پشت در قفل‌شده حاضر می‌شود. انگار که قفل هم نمی‌تواند امنیت محیط را فراهم کند.

د) اظهار‌نظر برخی از شخصیت‌ها دربارهٔ ویلا. (شهره، نازی، و حتی پیمان به نوعی بر ناامن بودن فضا تأکید می‌کنند).

ه) تأکید بر آنتن‌ندادن موبایل در محدودهٔ ویلا. اینکه ارتباطی با دنیای خارج وجود ندارد حس ناامنی را بیشتر می‌کند.

و) قفل‌‌نشدن در دستشویی ویلا و تأکید امیر.

همهٔ موارد گفته‌شده با تأکید بسیاری در متن نشان داده می‌شود. انگار که حس ناامنی یک ویژگی مشخص در بافت موقعیتی و اجتماعی و فرهنگی متن(فیلم) است. متن نشانه‌هایی از فرامتنی دارد که دچار این حس ناامنی است.

داوری سطحی

داوری سطحی و آنی یا همان قضاوت بی‌جا از ویژگی‌های شخصیت‌های فیلم است. در آغاز فیلم، همه الی را دختری خوب با ویژگی‌های مثبت می‌دانند. این در حالی است که فقط چند ساعت از آشنایی‌شان با الی می‌گذرد. همه الی را تأیید می‌کنند، در حالی‌که حتی اسم او را نمی‌دانند. این که الی کیست؟ خانواده‌اش کیست؟ دارای چه زمینه‌های فرهنگی و فکری و اجتماعی است؟ و موارد مشابه دیگر که برای شناخت هر کسی لازم است. جمع بدون اینکه حداقل شناخت را از  الی داشته باشد، دربارهٔ الی داوری می‌کند و وی را برای ازدواج با احمد مناسب می‌داند. انگار که جمع تصمیم گرفته است که الی دختر خوبی باشد!

تقریباً از اواسط فیلم، این داوری شکلی دیگر به خود می‌گیرد. الی که تا چند دقیقهٔ پیش به تأیید همه رسیده بود، به یکباره به دختری با ویژگی‌های منفی بدل می‌شود؛ تا جایی که حتی پیمان به خائن‌بودن او حکم می‌دهد. این‌بار، داوری جمع به ضرر الی تمام می‌شود.

بارزبودن این ویژگی رفتاری( داوری سطحی) در متن تأکیدی است بر بارزبودن آن در فرا‌متن خود. این نوع داوری از ویزگی‌های فرامتنی است که متن از آن برخاسته است.

 

دروغ‌گویی

دروغ‌گفتن یکی از بارزترین ویژگی‌های رفتاری شخصیت‌های فیلم است. همهٔ شخصیت‌‌های اصلی فیلم بدون هیچ واهمه‌ای دروغ می‌گویند. نمونه‌های آن فراوان‌اند:

۱) سپیده به الی دروغ گفته است که دیگران از موضوع آشنایی او با احمد بی‌خبرند. ۲) امیر به شهره و پیمان دربارهٔ مطلع‌نبودن از جریان الی دروغ می‌گوید.۳) سپیده به دیگران دربارهٔ گرفتن ویلا برای سه‌روز دروغ گفته و بدتر از آن، به جای ایشان تصمیم گرفته است. ۴) هنگامی که سپیده به احمد پیشنهاد می‌دهد با ماشین به سراغ الی برود، برای گرفتن سوئیچ  ماشین به امیر دروغ می‌گوید«احمد داره می‌ره خرید کنه گفتم بنزین هم بزنه». ۵) الی به مادرش دروغ می‌گوید که با همکاران مهد کودک به مسافرت آمده است. ۶) احمد و منوچهر به دیگران دروغ می‌گویند که به مادر الی تلفن نزده‌اند. ۸) مادر الی به منوچهر دربارهٔ الی دروغ می‌گوید. ۹) نامزد الی به دروغ خود را برادر الی معرفی می‌کند. ۱۰) نازی به نامزد الی دروغ می‌گوید که«الی از شما خیلی تعریف کرد». ۱۱) و دروغ بزرگ جمع به نامزد الی که به بی‌آبرویی الی منجر می‌شود.

تا پیش از اینکه جمع سپیده را مجبور کند که به نامزد الی دروغ بگوید، خبری از پیداشدن جنازهٔ الی نیست؛ اما همین‌که نامزد الی از سپیده دربارهٔ خودش می‌پرسد و جواب منفی می‌گیرد، خبر می‌دهند که جنازهٔ الی پیدا شده است. در واقع، الی هنگامی می‌میرد که بی‌آبرو می‌شود.

همهٔ این‌ها در متن، نشان از فرا‌متنی دارد که دروغ‌گویی در آن همه‌گیر و رایج است. فرامتنی که در آن دروغ‌گفتن چنان رایج شده که زشتی آن از یاد رفته است. نکتهٔ حائز اهمیت این است که با بررسی دقیق‌تر متن با سه فرامتن گوناگون روبرو می‌شویم.

نخست فرامتنی است که شخصیت‌های یاد شده به آن تعلق دارند که شاید بتوان آن را جامعهٔ شهری نامید. ویژگی‌های این فرامتن همان است که پیش‌تر گفته شد.

دو دیگر، فرامتنی است که زن روستایی و خانواده‌اش به آن تعلق دارند که می‌توان به آن جامعهٔ روستایی گفت. در متن نه تنها هیچ نشانی از دروغ‌گویی ایشان وجود ندارد، بلکه نشان می‌دهد صداقت زن روستایی باعث رسوایی ماجرا می‌شود(سکانسی که نامزد الی در خانهٔ زن روستایی در حال تلفن‌کردن است. زن روستایی می‌گوید «شوهرش صبح اینجا بود...»).

فرامتن دیگری که متن برایمان به تصویر می‌کشد دنیای کودکان است. با بررسی متن، این موضوع نمایان‌تر می‌شود. سکانسی که احمد و شهره می‌خواهند آرش و مروارید را آماده کنند که مبادا حرفی بزنند که ماجرا را لو بدهد. آدم‌بزرگ‌ها دروغ‌گویی را به کودکان نیز آموزش می‌دهند.

رفتاری غیر مدنی با مفهومی مدنی

اگر احترام به رأی ‌جمعی را مفهومی مدنی بدانیم، با بررسی متن متوجه می‌شویم که با این مفهوم مدنی رفتاری غیرمدنی صورت می‌گیرد. سکانس تصمیم‌گیری در ویلا را به خاطر بیاورید. احمد تصمیم‌گیری برای ماندن یا رفتن را به رأی جمعی منوط می‌کند. متن نشانه‌هایی دارد مبنی بر درک نادرست جمع از یک مفهوم مدنی:

الف) نازی و پیمان از حق خود برای رأی‌دادن می‌گذرند و رأی خود را همان نظر همسرانشان می‌دانند«هر چی آقامون بگه» ب) سپیده بدون اینکه نظر امیر را بداند، رأی نهایی را اعلام می‌کند«۲ به ۵». یعنی پیمان و شهره مخالف، و سپیده و احمد و الی و نازی و منوچهر موافق ج) مفهوم رأی اکثریت بدون حفظ حقوق اقلیت معنایی ندارد؛ اما در متن، حقوق پیمان و شهره و نگرانی‌ بابت کودکانشان نادیده گرفته می‌شود. تصمیم جمع بیشتر به مفهوم دیکتاتوری اکثریت شبیه است تا رأی جمعی.

سکانس دیگری که از برخورد نامناسب و فهم نادرست این مفهوم مدنی حکایت می‌کند، سکانسی است که احمد و پیمان و امیر و منوچهر روی تراس ویلا نشسته‌اند. سپیده وارد جمعشان می‌شود و نظر جمع را دربارهٔ الی می‌پرسد. تا اینجای کار مشکلی نیست؛ اما احمد نظر خود را به تصمیم جمعی دربارهٔ ازدواج‌کردن یا نکردن با الی منوط می‌کند. احمد می‌گوید«اگه همه موافق بودن، شنبه می‌ریم خواستگاری اگه نبودن، نمی‌ریم». این تأکیدی است از درکی نادرست از مفهومی مدنی. تصمیم جمعی به معنایی که احمد می‌گوید نه تنها کارکردی ندارد که ضد کارکرد است.

نمونه‌ای دیگر، سکانسی است که جمع تصمیم می‌گیرد به نامزد الی دروغ بگوید. رأی‌گیری برای دروغ‌گفتن و بی‌آبروکردن الی هیچ نسبتی با این مفهوم مدنی ندارد. اینجا فقط شریک‌یافتن در گناه است که معنا می‌دهد. همهٔ این نشانه‌ها حاکی از آن است که در فرامتنی که متن از آن برخاسته است تعریف درست و دقیقی از این مفهوم مدنی وجود ندارد و برخوردی غیر مدنی با آن می‌شود. انگار که هنوز این مفهوم مدنی در فرامتن نهادینه نشده است.

فرافکنی

فرافکنی در اینجا به معنای برداشتن بار مسئولیت از دوش خویش و انداختن آن بر دوش دیگران به کار گرفته شده است. فرافکنی در اینجا رفع مسئولیت و جستجوی مقصر است. این مقوله نیز به روشنی در متن هویداست. حسی که انگار آرش مقصر مرگ الی است. نگاه‌های معنادار دیگران به آرش(جایی که آرش کنار پنجره ایستاده و نازی به کنارش می‌رود) و تأکید شهره بر این موضوع؛ یا هنگامی که جمع در پی یافتن علت احتمالی ناراحتی الی است و هر کدام رفتار دیگری را باعث ناراحتی الی می‌داند.

گفتگوی نازی و منوچهر در ماشین مقصر دیگری را هم به ما معرفی می‌کند. نازی، با بازگویی خوابی که دیده است، و منوچهر، با گفتن اینکه در حین اجرای پانتومیم الی لفظ گلایول را به کار برد، مقصر اصلی را «تقدیر» می‌دانند. این حس مقصریابی و فرافکنی، ویژگی دیگری است که متن به ما نشان می‌دهد. گویی که فرافکنی نیز مشخصهٔ دیگر فرامتنی است که متن از آن برخاسته است.

تقابل سنت و مدرنیسم

یکی از بارزترین نمونه‌های تقابل سنت و مدرنیسم در این متن، نشانه‌هایی است که از دو گونه فرامتن خبر می‌دهد. فرامتنی مبتنی بر رفتاری سنتی و فرامتنی مبتنی بر رفتاری مدرن. بازگویی جریان نامزدی الی را از زبان سپیده به یاد بیاورید. الی دو سال است که با شخصی نامزد کرده است، از او خوشش نمی‌آید و شش ماه است که می‌خواهد نامزدی را به هم بزند؛ اما نامزدش مقاومت می‌کند و این موضوع باعث ناراحتی الی شده است. نامزدی آدابی است در فرامتنی سنتی . در واقع، نامزدی رسمی است برای آشنایی بیشتر دختر و پسر بدون آنکه هیچ تعهدی ایجاد کند. طبق این سنت، الی هیچ تعهدی به نامزدش ندارد ولی انگار هیچ اختیاری هم ندارد تا بتواند این رابطه را قطع کند.

حال بازگویی جدایی احمد و همسرش را به خاطر بیاورید. احمد می‌گوید که یک روز صبح، از خواب که بیدار شد همسرش با گفتن جملهٔ «یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی‌پایان است» خواستار جدایی از او می‌شود. نه تنها معنای این جمله نشان از فرامتنی مدرن دارد بلکه نوع برخورد همسر احمد نیز از آگاه‌بودن وی به حقوق انسانی‌اش حکایت می‌کند و تأکیدی است دوباره بر فرامتنی مدرن.

همان‌گونه که گفته شد، دربارهٔ الی متنی است خیلی دور، خیلی نزدیک. متنی دربارهٔ ما، دربارهٔ همه کس، و شاید دربارهٔ هیچ‌کس. متنی به مثابه زندگی.

سکانس پایانی فیلم دو گونه پایان را برایش رقم می‌زند. جایی که همه، به جز سپیده، در حال بیرون کشیدن ماشین از ماسه‌ها هستند نشان از پایانی تلخ دارد؛ اما تنهایی سپیده در ویلا از یک تلخی بی‌پایان حکایت می‌کند.

 


[1] نورمن فرکلاف، تحلیل انتقادی گفتمان، گروه مترجمان، تهران، رسانه، ۱۳۷۹، صص ۱۲۰و ۱۲۲

*این مقاله در ماهنامهٔ سینمارسانه ـ تیرماه ۸۹ـ چاپ شده است.

 

 

  
نویسنده : محمدصادق اسدی‌ رازی ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩